سامانسامان، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

سامان،هدیه الهی

قربون زور و بازوت

سلام قهرمان مامان     یه چند روز پیش خونه عزیز افطاری دعوت بودیم,پویا خوابیده بود رو زمین ،عزیز تو رو نزدیک پویا برد تو هم گوششو چنگ زدی ویه خطی روی سر کچلش افتاد .   الهی بمیرم اینقدر گریه کرد ،تو هم اولش همین جوری نگاه می کردی بعدش وقتی دعوات می کردیم تو خنده میکردی الهی من قربونت برم که اینقدر خوش اخلاقی .   یه دفعه دیگه هم  سر سفره بود که بابات اومد گذاشتت کنار پویا شما هم هنوز توی جاتون مستقر نشده بودید که دماغ پویا رو گرفتی دوباره این طفل معصوم از  دست تو کتک خورد مثل اینکه قصد جونش...
14 مرداد 1391

شش ماهگیت مبارک

        سلام چشم خوشکله       خیلی مامان بد قولی هستم الان یک ماهه که پست نذاشتم خوب دیگه چیکار کنم مشغله زندگی وتا 20 روز دیگه مشغله کاری هم بهش اضافه می شه . اصلا دوست ندارم برم سر کارم چه جوری یه چند ساعت بدون سامانم سر کنم دوتایی به هم وابسته ایم هر چی به 24 مرداد نزدیک می شیم من دپرس تر می شم، البته هممون داریم غصه می خوریم ما پیش خودمون می گفتیم هر چی این گل پسر بزرگتر می شه بهتر می شه می بینیم نه مثل اینکه خوب بشو نیست که نیست .   خوب از بدیهاش بگم مشکل اصلی شیر نخوردن  یا باید بزاریمش تو چادر یا اینکه با پاهاش ب...
6 مرداد 1391
1