قربون زور و بازوت
سلام قهرمان مامان یه چند روز پیش خونه عزیز افطاری دعوت بودیم,پویا خوابیده بود رو زمین ،عزیز تو رو نزدیک پویا برد تو هم گوششو چنگ زدی ویه خطی روی سر کچلش افتاد . الهی بمیرم اینقدر گریه کرد ،تو هم اولش همین جوری نگاه می کردی بعدش وقتی دعوات می کردیم تو خنده میکردی الهی من قربونت برم که اینقدر خوش اخلاقی . یه دفعه دیگه هم سر سفره بود که بابات اومد گذاشتت کنار پویا شما هم هنوز توی جاتون مستقر نشده بودید که دماغ پویا رو گرفتی دوباره این طفل معصوم از دست تو کتک خورد مثل اینکه قصد جونش...
نویسنده :
مامان وحیده
15:06




